بازدید: 140 بازدید
باز شدن چشم برزخی

روشهای باز شدن چشم برزخی

آیا باز شدن چسم برزخی واقعیت دارد؟ چه ذکرها و سوره هایی باید خوانده شود تا چشم برزخی باز شود؟ چه کسانی دارای چشم برزخی بوده اند؟ همه اینها سوالاتی است که ممکن است ذهن شما را درگیر کرده باشد، در این مقاله قصد داریم در مورد چشم برزخی صحبت کنیم.

چشم برزخی چیست؟

ما دنیا را با چشم فیزیکی خود میبینیم، این چشم فیزیکی فقط برای دیدن ماده ساخته شده است و موارد غیر مادی مانند روح را نمیتواند ببیند. بدیهی است دنیای مادی در مقابل دنیای غیر مادی بسیار ناچیز است و موارد بسیاری است که در دنیای غیر مادی اتفاق میفتد و ما از آنها بی اطلاع هستیم. اما بعد از مرگ قضیه فرق میکند، بعد از مرگ چشم برزخی ما باز میشود و مسائل و اتفاقات را با چشم برزخی میبینیم.

اما آیا راهی است که در همین دنیای مادی و در زمان حیات هم بتوان چشم برزخی را باز کرد؟ پاسخ به این سوال مثبت است. روایت ها و داستانهای بسیاری داریم که بزرگان با رعایت تقوی و ترک محرمات به درجاتی رسیده بودند که حقیقت و باطن افراد را میتوانستند ببینند و نادیده ها را میتوانستند مشاهده کنند. بله با رعایت واجبات و ترک محرمات چشم و گوش ما باز خواهد شد و پرده ها کنار خواهند رفت.

علامه طباطبائی (مفسر قرآن) تعبیر چشم تیزبین (حدید) در آیه ۲۲ سوره ق را درباره چشم برزخی می‌داند. بنابر نظر مفسران، خدا در این آیه درباره امری سخن می‌گوید که وجود دارد؛ اما چشم انسان قادر به دیدن آن چیز نیست و با برداشته‌ شدن پرده از چشم انسان، چشم تیزبین (حدید) پیدا کرده و حقایق را می‌بیند.

لازم به ذکر است چشم برزخی هم مراتبی دارد، هر کسی نسبت به ظرفیت وجودی خود میتواند قسمتی یا همه نادیده ها را ببیند.

چند داستان چشم برزخی، تجربیات چشم برزخی

داستان اول: فرشتگان عذاب در تخت فولاد

مرحوم سید جمال الدین گلپایگانی می فرمود: من در دوران جوانی که در اصفهان بودم نزد دو استاد بزرگ ، مرحوم آخوند کاشی و جهانگیر خان، درس اخلاق و سیر و سلوک می آموختم و آنها مربی من بودند، به من دستور داده بودند که شبهای پنجشنبه و شبهای جمعه بروم بیرون اصفهان و در قبرستان تخت فولاد قدری تفکر کنم در عالم مرگ و ارواح و مقداری هم عبادت کنم و صبح برگردم. عادت من این بود که شبهای پنجشنبه و جمعه می رفتم و مقدار یکی دو ساعت در بین قبرها و در مقبره ها حرکت می کردم و تفکر می نمودم و بعد، چند ساعت استراحت نموده و سپس برای نماز شب و مناجات بر می خاستم و نماز صبح را می خواندم و پس از آن به اصفهان می آمدم.

می فرمود: شبی بود از شبهای زمستان هوا بسیار سرد بود برف هم می آمد، من برای تفکر در ارواح و ساکنان وادی آن عالم از اصفهان حرکت کردم و به تخت فولاد آمدم و در یکی از حجرات رفتم و خواستم دستمال خود را باز کرده چند لقمه ای از غذا بخورم و بعد بخوابم تا در حدود نیمه شب بیدار و مشغول کارها و دستورات خود از عبادت گردم.

در این حال در مقبره را زدند تا جنازه ای را که از ارحام و بستگان صاحب مقبره بود و از اصفهان آورده بودند آنجا بگذارند و شخص قاری قرآن که متصدی مقبره بود مشغول تلاوت شود و آنها صبح بیایند و جنازه را دفن کنند، آن جماعت جنازه را گذاردند و رفتند و قاری قرآن مشغول تلاوت شد، من همین که دستمال را باز کرده و می خواستم مشغول خوردن غذا شوم دیدم که ملا ئکه عذاب آمدند و مشغول عذاب کردن شدند (عین عبارت خود آن مرحوم است) چنان گرزهای آتشین بر سر او می زدند که آتش به آسمان زبانه می کشید، و فریادهایی از این مرده بر می خواست که گویی تمام این قبرستان عظیم را متزلزل می کرد، نمی دانم اهل چه معصیتی بود، از حاکمان جائر و ظالم بود که اینطور مستحق عذاب بود؟ و ابدا” قاری قرآن اطلاعی نداشت آرام بر سر جنازه نشسته و به تلاوت اشتغال داشت.

من از مشاهده این منظره از حال رفتم، بدنم لرزید، رنگم پرید و اشاره کردم به صاحب مقبره که در را باز کن من می خواهم بروم، گفت: آقا! هوا سرد است،برف روی زمین را پوشانیده، در راه گرگ است و تو را می درد، هر چه خواستم بفهمانم به او که من طاقت ماندن ندارم او ادراک نمی کرد، بناچار خود را به در اطاق کشیدم در را باز کردم و خارج شدم.

من از مشاهده این منظره از حال رفتم، بدنم لرزید، رنگم پرید و اشاره کردم به صاحب مقبره که در را باز کن من می خواهم بروم، گفت: آقا! هوا سرد است،برف روی زمین را پوشانیده، در راه گرگ است و تو را می درد، هر چه خواستم بفهمانم به او که من طاقت ماندن ندارم او ادراک نمی کرد، بناچار خود را به در اطاق کشیدم در را باز کردم و خارج شدم و تا اصفهان با آنکه مسافت زیادی است بسیار به سختی آمدم و چندین بار به زمین خوردم، آمدم در حجره ، یک هفته مریض بودم و مرحوم آخوند کاشی و جهانگیر خان می آمدند و عیادت می کردند و به من دوا می دادند و جهانگیر خان برای من کباب باد می زد و به زور به حلق من فرو می برد تا کم کم قدری قوت گرفتم.

 

روش باز شدن چشم برزخی چیست

داستان دوم: گفتگو با مردگان

داستانی را مرحوم علامه طهرانی از زبان خود مرحوم سید نقل کردند که آقا سید جمال می فرمود: یک روز هوا گرم بود، رفتم به وادی السلام نجف اشرف برای فاتحه اهل قبور و ارواح مومنین. چون هوا بسیار گرم بود رفتم در زیر طاقی که بر سر دیوار روی قبری زده بودند نشستم، عمامه را برداشته و عبا را کنار زدم که قدری استراحت نموده و بر گردم در این حال دیدم جماعتی از مردگان با لباسهای پاره و مندرس و وضعی بسیار کثیف به سوی من آمدند و از من طلب شفاعت می کردند، که وضع ما بد است، تو از خدا بخواه ما را عفو کند.

من به ایشان پرخاش کردم و گفتم: هر چه در دنیا به شما گفتند، گوش نکردید و حالا که کار از کار گذشته طلب عفو می کنید بروید ای مستکبران! ایشان می فرمودند: این مردگان شیوخی بودند از عرب که در دنیا مستکبرانه زندگی می نمودند و قبورشان در اطراف همان قبری بود که من بر بروی آن نشسته بودم.

همچنین مرحوم آقا سیّد جمال میفرمود: من وقتى از اصفهان به نجف أشرف مشرّف شدم، تا مدّتى مردم را به صورتهاى برزخیّه خودشان میدیدم؛ به صورتهاى وحوش و حیوانات و شیاطین. تا آنکه از کثرت مشاهده ملول شدم.

یک روز که به حرم مطهّر مشرّف شدم، از أمیر المؤمنین علیه السّلام‏خواستم که این حال را از من بگیرد؛ من طاقت ندارم. حضرت گرفت، و از آن پس مردم را به صورتهاى عادى می دیدم.


دانلود کتاب مرجان جادو


داستان سوم: سگ سیاه بر روی جنازه

از دکتر حسن احسان تهرانى که در کربلا مطب داشته نقل شده است : روزى مشرف به کاظمین شدم و بعد از آن کنار دجله رفتم، دیدم جنازه اى را عده اى بر دوش گرفته و به سمت حرم مطهر حرکت مى کنند.

هنگامى که جنازه را به طرف صحن مطهر مى بردند، من هم که عازم تشرف بودم به دنبال آن حرکت کردم . مقدارى که او را تشیع کردم ناگاه دیدم یک سگ سیاه ترسناکى روى جنازه نشسته است !

بسیار تعجب کردم و با خود گفتم : این سگ ، چرا روى جنازه رفته است ؟ متوجه نبودم که این سگ نیست بلکه تجسم یافته اعمال میت است . به افرادى که در اطراف من تشییع مى کردند گفتم : روى جنازه چیست ؟

گفتند: چیزى نیست به جز همین پارچه اى که مى بینى! دریافتم که این سگ صورت واقعى اعمال میت است و فقط من آن را مى بینم و دیگران ادراک نمى کنند. هیچ نگفتم تا جنازه را به صحن مطهر رسانیدند. همین که خواستند تابوت را براى طواف داخل صحن برند دیدم آن سگ از روى تابوت پائین پرید و در گوشه اى ایستاد تا آن که جنازه را طواف دادند. وقتى مى خواستند از در صحن خارج شوند، دوباره آن سگ به روى جنازه پرید!

داستان چهارم: فریاد روح بالای جنازه

مرحوم آیه الله حاج میرزا جواد آقای انصاری همدانی رحمه الله علیه می فرمود: « جنازه ای را در همدان تشییع می کردند. من دیدم او را به طرف تاریکی مبهم و عمیقی میبرند و روح آن مرد در بالای جنازه اش می رفت و پیوسته می خواست فریاد بزند که: « ای خدا مرا نجات بده!» ولی زبانش به نام خدا جاری نمی شد. سپس رو کرد به مردم و گفت: « ای مردم !مرا نجات دهید! نگذارید مرا ببرند!» ولی کسی صدای او را نمی شنید. مرحوم انصاری فرمود: « من صاحب آن جنازه را می شناختم.، و مردی ستمگر و حاکمی ظالم در همدان بود.

 

روشهای باز کردن چشم برزخی

داستان پنجم: باز شدن چشم برزخی آیت الله کشمیری

در نجف اشرف به خاطر ریاضت‌های شرعی و حشر و نشری که با اولیای خدا داشتم، چشم برزخی من باز شده بودو صورت برزخی اشخاص را آشکارا می‌دیدم.

بسیاری از افراد سرشناس که برای آنان احترام فوق العاده‌ای قایل بودم، صورت‌های برزخی ناخوشایندی داشتند و دیدن آن‌ها بسیار آزارم می‌داد، ولی در میان اشخاصی که در حوزه نجف مطرح نبودند و یا در حوزه اخلاق و عرفان نیز معروفیّتی نداشتند افرادی بودند که چهره برزخی شان بسیار زیبا و تماشایی بود، و همین امر باعث شده بود که کمتر در مجامع حاضر شوم و غالبا سعی می‌کردم با کسی مراوده‌ای نداشته باشم.

به تدریج که این حالت فزونی می‌گرفت، به هنگام بیرون رفتن از خانه هراسی در من پدید می‌آمد که مبادا نگاهم ناخوداگاه به شخصی بیفتد که برای او مقام و منزلتی قایلم، ولی چهره برزخی نامناسبی داشته باشد! به همین جهت حتّی المقدور می‌کوشیدم که سرم به پایین باشد و نگاهم با اشخاص تلاقی پیدا نکند!

یک روز که در خلوت خودبه “محاسبه نفس” مشغول بودم و حالت مراقبه‌ای داشتم با خود گفتم:

اگر چه در اثر باز شدن چشم برزخی به مراحل بیشتری از یقین قلبی رسیده ام، ولی در عوض نظرم نسبت به بسیاری از اشخاص تغییر یافته و حسن ظنّ من درباره آنان دارد به سوء ظنّ مبدّل می‌شود و این از نظر اخلاقی کار درستی نیست! زیرا امکان دارد که در آینده در اثر استغفار و یا انجام اعمال ناشایسته صورت کریه و زشت برزخی آنان عوض شود، ولی من درباره آنان بر اساس همین صورت فعلی داوری کنم و قاعده -استصحاب- را درباره آنان جاری سازم! و مرتکب خطا و اشتباه شوم! لذا در فکر چاره جویی برآمدم و تصمیم گرفتم با مراجعه به اهل بصیرت مشکل خود را برطرف کنم.

چند روزی گذشت و یکی از عارفان وارسته و بلند پایه‌ای که در یکی از شهر‌های هند سکونت داشت به قصد زیارت و عتبه بوسی حضرت امیر به نجف امد.

سال‌ها بود که او در ایّام به خصوصی از سال به نجف می‌آمد و یک اربعین به ریاضت‌های شرعی می‌پرداخت و بعد به شهر و دیار خود برمی گشت، و من چند سالی بود که توفیق آشنایی با او را پیدا کرده بودم و از محضر نورانی اش استفاده می‌کردم.

روزی که او به دیدار من آمد، در همان نگاه اوّل به حالت من پی برد و به من گفت:

به دست آوردن چشم برزخی خیلی دشوار است و از دست دادن آن بسیارآسان!

گفتم: طاقت ادامه دادن به این وضع را ندارم! گفت: امروز به قصّابی محل مراجعه کن و گوشت گوساله‌ای بخر و بگو در حیاط خانه و در فضای باز آن را بر روی آتش کباب کنند و بعد نوش جان کن! مشکل تو فورا برطرف می‌گردد!

طبق دستوری که داده بود عمل کردم، و با فرو بردن اوّلین لقمه کباب بود که چشم برزخی من بسته شد! و حالت عادی خود را پیدا کردم و بعد از مدّت‌ها نفسی به راحتی کشیدم.

ذکر برای باز شدن چشم برزخی

باز شدن چشم برزخی یک عنایتی از خداوند است، به فرموده علما و بزرگانن بهترین روش برای رسیدن به کمالات و درجات بالای عرفان ترک معصیت و انجام دادن واجبات است، یک سالک باید تنها در راه رضای خدا کار کند و هدفش به دست آوردن چشم برزخی و ضمیر خوانی و غیره نباشد، هر چن اینها نقل و نباتی است که خداوند در مسیر سلوک به سالک اهدا میکند. نتیجه کلی این است که بهترین راه برای باز شدن چشم برزخی ترک معصیت و انجام واجبات است، با این حال برخی ذکرها نیز برای باز شدن چشم برزخی توصیه شده است:

  • یکی از مهمترین خواص ذکر یونسیه (لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ) باز شدن چشم برزخی است البته به شرط مداومت بر این ذکر. قرائت ذکر یونسیه در سجده و ادامه آن تا یک سال برای باز شدن چشم برزخی بسیار مفید است. حضرت آیت االله العظمی سید عبد الکریم کشمیری می فرمودند : قرائت ذکر یونسیه (لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین) در سجده و ادامه آن تا یک سال ، باعث تجرد روح از جسم ، اتصال به ارواح و باز شدن چشم برزخی می گردد .
  • مرحوم حاج سید جوادی قزوینی می فرمود : که مرحوم آیت االله العظمی حاج سید ابوالحسن رفیعی قزوینی ، بیشتر اوقات ذکر (رب هب لی حکما و الحقنی بالصالحین) را می خواند. یکی از اثرات این ذکر این است که چشم برزخی انسان را باز میکند .
  • ملا حسینقلی همدانی میفرمود : خواندن سوره قدر در شب و عصر جمعه ، هر کدام صد نوبت و قرائت ذکر یونسیه ، باعث تجرد روح از جسم ، اتصال به ارواح و باز شدن چشم برزخی می شود .
  • آیت الله کشمیری میفرمود: قرائت یک حمد و ۱۱ بار سوره توحید و هدیه آن به ارواح مومنین و مداومت بر آن باعث تجرد و باز شدن چشم برزخی میشود.

چه کسانی چشم برزخی داشته اند؟

داشتن چشم برزخی برای علمای بزرگ چندان اهمیتی نداشت و این بزرگان مواردی مانند باز شدن چشم برزخی را نقل و نباتی در راه سیر و سلوک میدانستند و چندان به آن دلبسته نبودند. چشم برزخی هدیه ای از جانب خداوند متعادل است که به بسیاری از افراد در طول تاریخ داده شده است.

علمایی مانند آیت الله بهجت، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، علامه طباطبایی، ملا حسینقلی همدانی، علامه جعفری، سید عبدالکریم کشمیری، سید علی آقای قاضی، آیت الله بهاء الدینی و بسیاری از عرفای دیگر در اثر ترک گناه به درجاتی رسیده بودند که چشم برزخی آنها باز شده بود و میتوانستند باطن افراد را ببینند.

 

بسیاری هستند که چشم برزخی آنها باز شده است و نادیدنی ها را مشاهده کرده اند. شما چه تجربه ای از چشم برزخی دیده یا شنیده اید؟ تجربه خود را کامنت کنید.