وداع با اسلحه

وداع با اسلحه

وداع با اسلحه رمانی نوشته ارنست همینگوی نویسنده آمریکایی و برنده جایزه نوبل ادبیات است که در سال ۱۹۲۹ منتشر شد. داستان آن درباره جوانی آمریکایی با نام فردریک هنری (Frederic Henry) است که با درجه ستوان در جنگ جهانی اول در بخش آمبولانس‌ها در ارتش ایتالیا خدمت می‌کند.

طی جنگ جهانی اول، ستوان هنری در شهر کوچکی در شمال ایتالیا مشغول خدمت در بخش آمبولانس‌های جبهه‌ی این کشور است. او در روزهای ابتدایی که جبهه‌ی جنگ نسبتا آرام می‌گذشت، از زندگی در تالار ناهارخوری و می‌گساری میان آمبولانس‌ها لذت می‌برد. جنگ طوری آرام بود که حتی با مرخصی او برای تمام زمستان موافقت شد. زمانی‌که هنری از مرخصی به جبهه بازمی‌گردد، با پرستاری به نام کاترین بارکلی آشنا می‌شود و تظاهر می‌کند که به او علاقمند شده است. کاترین حرف او را می‌پذیرد؛ در حالی که به آن باور ندارد.


کاترین: از حرفهای من ناراحت نشو ما هردو یکی هستیم نباید عمدا بین خودمون سوءتفاهم به وجود بیاریم.
فردریک: چه جوری؟
کاترین: آدمهایی که همدیگر رو دوست دارند مخصوصا بین خودشون سوءتفاهم بوجود میارند و دعوا می کنند بعد یهو می بینند که دیگه همدیگر رو دوست ندارند.
فردریک: ما دعوا نمی کنیم.
کاترین: نباید هم دعوا کنیم چون اگر توی این دنیا اتفاقی بین منو تو بیفته همدیگرو از دست میدیم، اونوقت میفتیم دست دیگران …!

📖 وداع با اسلحه
👤ارنست همینگوی

 


 

زندگینامه ارنست همینگوی

همینگوی در بیست و یکم ژوئیه سال ۱۸۹۹ در شهری کوچک در ایالت” ایلینوی “آمریکا در یک خانواده مرفه و تحصیل کرده به دنیا آمد.

ارنست پس از اتمام دوره ی دبیرستان در سال ۱۹۱۷ به عنوان گزارشگر در یک گاهنامه محلی مشغول به کار شد. شلعه ور شدن جنگ جهانی اول در اروپا او را ترغیب به پیوستن به ارتش کرد، ولی به دلیل ضعف بینایی از خدمت معاف شد، اما او به عنوان راننده آمبولانس در جنگ شرکت کرد و در طی جنگ اول زخمی شد و مدتی طولانی در بیمارستان بستری بود.

بعد از جنگ او باز به کار گزارشگری و روزنامه‌نگاری پرداخت و در سال ۱۹۲۱ با زنی به نام “هدلی ریچاردسن “ازدواج کرد و به همراه همسرش به پاریس رفتند.

زندگی و کار در محیط هنری و ادبی پاریس اوایل دهه بیست باعث شد، همینگوی استعداد نویسندگی خویش را بازشناسد ، او در بین سال های ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۶ به طور فعال در پاریس به نویسندگی مشغول بود . در سال ۱۹۲۳ او سفری به اسپانیا کرد و تحت تاثیر خاطرات آن سفر در سال ۱۹۲۵ رمان “خورشید همچنان می درخشد “را نوشت.

همینگوی علاقه بسیاری به ماجراجویی داشت او از آفریقا، اسپانیا تا کوبا به سفرهای مختلفی رفت و بیشتر رمان هایش را بر اساس تجربیات شخصی خودش نوشته است.

در سال ۱۹۵۲ همینگوی شاهکارش “پیرمرد و دریا “را نگاشت، که این اثر برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۵۴ شد. بسیاری این اثر را با “موبی دیک” هرمان ملویل مقایسه کرده‌اند. در این کتاب همینگوی، سرگذشت تسلیم نشدن پیرمردی را در برابر سرنوشت از پیش تعیین شده شرح می دهد، پیرمرد با وجود ضعف با تمام توان به مبارزه می پردازد، اما آنچه که باعث شکست پیرمرد می شود، غرور اوست.

همینگوی در دوم ژوئیه سال ۱۹۶۱ با شلیک گلوله ای از تفنگ مورد علاقه اش به سرش به زندگی خود خاتمه داد، علت این کار او مشخص نشده است.

برخی از آثار همینگوی

در زمان ما، ۱۹۲۴
خورشید همچنان می درخشد، ۱۹۲۶
مردان بدون زنان، ۱۹۲۷
وداع با اسلحه، ۱۹۲۹
تپه های سر سبز آفریقا، ۱۹۳۵
داشتن و نداشتن، ۱۹۳۷
زنگ ها برای که به صدا در می آیند، ۱۹۴۰
در امتداد رودخانه، ۱۹۵۰
پیرمرد و دریا، ۱۹۵۳
مجموعه اشعار، ۱۹۶۰


 مشخصات کتاب

  عنوان: وداع با اسلحه
  نویسنده: ارنست همینگوی
  مترجم: نجف دریا بندری
  زبان: فارسی
  فرمت فایل: PDF
  تعداد صفحات: ۴۱۰
  حجم فایل: ۳٫۳ مگابایت

  دانلود


 

مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده − 10 =