خوشه های خشم

خوشه های خشم

خوشه های خشم

خوشه های خشم اثر جان اشتاین بک یکی از ماندگارترین رمانهای تاریخ آمریکاست. داستان درباره دوره زمانی از تاریخ آمریکا است که فقر و بیعدالتی باعث آوارگی بسیاری از خانواده ها شده است. رمان خوشه های خشم روایت سفر طولانی یک خانوادهٔ فقیر آمریکایی است که برای زندگی بهتر، از ایالت اوکلاهما به کالیفرنیا مهاجرت می‌کنند. اما اوضاع آن‌گونه که آن‌ها می خواستند و پیش‌بینی می‌کنند پیش نرفت. این رمان در محکومیت بی عدالتی نوشته شد. حوادث این رمان در دههٔ ۱۹۳۰ میلادی و در سال‌های پس از بحران اقتصادی بزرگ آمریکا انجام می شود.

در این رمان جان اشتاین بک به خوبی فلاکت جامعه کارگری آمریکا را در آن زمان به تصویر کشیده است.

جملاتی از کتاب خوشه‌ های خشم

این مخلوقات نمی‌توانند هوا تنفس کنند و گوشت بخورند. آنها سود تنفس می‌کنند و ربح می‌خورند. بدون اینها خواهند مرد، درست مثل شما که بدون هوا و گوشت می‌میرید؛ خیلی تاسف‌آور است. ولی این است که هست؛ همین است که هست. (خوشه‌های خشم – صفحه ۵۹)

آدم هرجا باشه عادت میکنه و دیگه براش سخته از اونجا بره. نحوه فکر کردن هم بعد از مدتی عادت میشه و دیگه عوض کردنش سخته. من دیگه کشیش نیسم اما همه‌اش بی‌آنکه خودم بفهمم دعا میخونم. (خوشه‌های خشم – صفحه ۹۱)

اگه گذشته رو از دست بدیم چه جوری خودمونو بشناسیم؟ (خوشه‌های خشم – صفحه ۱۵۸)

یه چیزی تو زندون یاد گرفتم که میخوام بهت بگم، آدم هیچ‌وقت نباید به اون روزی که آزاد میشه فکر کنه. اینه که آدمو دیوونه میکنه. باید به فکر امروز بود و بعد به فردا. باید همین کارو کرد. این کاریه که آدمهای کارکشته میکنن. تازه‌واردها سرشونو به دیوار میکوبن و هی میپرسن چه‌قدر دیگه باید بمونیم. چرا به روزی که هنوز نیومده فکر می‌کنی؟ (خوشه‌های خشم – صفحه ۱۶۱)

میدونم که تقصیر اونا نیس. همه کسایی که من باهاشون حرف زدم به هزار و یک دلیل مجبورن راهشونو بگیرن و برن، ولی من ازتون می‌پرسم کار این مملکت به کجا میکشه من میخوام اینو بدونم. ما از کجا سر در میاریم. دیگه هیشکی نمیتونه زندگیش رو تامین کنه، دیگه هیشکی نمیتونه با کشت زمین زندگیشو تامین کنه. من اینو ازتون می‌پرسم، عاقبت این کار به کجا میکشه. (خوشه‌های خشم – صفحه ۲۲۰)

اتومبیلهای مهاجران در کوره‌راهها می‌خزید، به شاهراه می‌رسید و در جاده بزرگ، به سوی مغرب راه می‌افتاد. اتومبیلها سپیده‌دم مانند ساسها به جانب باختر می‌گریختند. و تا پشت روز به خاک می‌رسید و تاریکی غافلگیرشان می‌کرد، گرد هم می‌آمدند و در گوشه برکه‌ای دور هم می‌لولیدند. مهاجران حس می‌کردند که از دست رفته و متلاشی شده‌اند، چون همه از جایی می‌آمدند که بینوایی و اندوه بر آن فرمان می‌راند – آنجا که تحقیر شکست را تحمل کرده بودند – و چون همه به جانب کشور تازه و شگفتی می‌رفتند، دور هم جمع می‌شدند، با یکدیگر حرف می‌زدند، زندگی‌شان، خوارکی‌شان و آنچه از سرزمین جدید انتظار داشتند، همه را با هم تقسیم می‌کردند. (خوشه‌های خشم – صفحه ۳۴۳)


 مشخصات کتاب

  عنوان: خوشه های خشم
  نویسنده: جان اشتاین بک
  مترجم: شاهرخ مسکوب، عبدالرحیم احمدی
  زبان: فارسی
  فرمت فایل: PDF
  تعداد صفحات: ۶۱۶
  حجم فایل: ۶٫۶ مگابایت

  دانلود

 

برچسب ها:
مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × دو =