ظهور امام زمان (عج)

ظهور امام زمان

ظهور امام زمان (عج)

همه ادیان الهی بشارت یک منجی الهی را داده اند که روزی به پا میخیزد و همه جهان را پر از عدالت میکند و ظالمان و ستمکاران را از بین برمیدارد. آن روز روزی است که مردگان آرزوی زنده بودن میکنند تا در این دنیای پر از عدل و داد دوباره زندگی کنند. با ما همراه باشید تا از ریز تا درشت ظهور امام زمان (عج) را با هم مرور کنیم. بعد از خواندن این مقاله سوالی نخواهد ماند که به جواب آن نرسیده باشید. ان شالله

در این مقاله به موضوعات زیز خواهیم پرداخت:

نشانه های حتمی ظهور امام زمان (عج)

قیام یمانی

خروج سفیانی

دجال

اتفاقات بعد از ظهور

مکان زندگی امام زمان (عج)

آیا مردگان در هنگام ظهور زنده خواهد شد؟

نشانه های ظاهری حضرت

 

نشانه های حتمی ظهور امام زمان (عج)

نشانه‌های حتمی ظهور حضرت مهدی (ع) یعنی، نشانه‌هایی كه قطعاً واقع خواهند شد و ارتباطی شدید با ظهور داشته و بسیار نزدیك ظهورند، پنج نشانه می‌باشند.
برخی از این نشانه‌های پنج‌گانه چند روز قبل از ظهور واقع می‌شوند؛ بعضی چند ماه بعد از ظهور و بعضی قبل از قیام حضرت و در آغاز نهضت آن بزرگوار رخ می‌دهند. این نشانه های حتمی عبارتند از:

  1. خروج یمانی
  2. خروج سفیانی
  3. نداکننده‌ای که از آسمان ندا درمی‌دهد
  4. فرو برده شدن در بیداء
  5. کشته شدن نفس زکیه

خروج یمانی:

از جمله علائمی که در آستانه ظهور امام زمان (عج) رخ می دهد خروج سید حسنی با یارانش برای یاری آنحضرت است.

سید حسنی جوان خوش صورتی است که از طرف دیلم و قزوین خروج می نماید و با صدای بلند فریاد کند که به فریاد رسید آل محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) را که از شما یاری می طلبند و این سید حسنی ظاهراً از اولاد حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) باشد و دعوی بر باطل ننماید.

و دعوت بر نفس خود نکند بلکه از شیعیان خُلَّص ائمّه اثنی عشر (علیهم السلام) و تابع دین حق باشد و دعوی نیابت و مهدویت نخواهد نمود ولکن مطاع و بزرگ و رئیس خواهد بود و درگفتار و کردار موافق است با شریعت مطهّره حضرت خاتم النّبیین (صلی الله علیه وآله وسلم) و در زمان خروج او کفر و ظلم، عالم را فرا گرفته باشد و مردم از دست ظالمان و فاسقان در اذیت باشند و جمعی از مؤمنین نیز مستعد باشند از برای ظلم ظالمین، و در آن حال سید حسنی استغاثه نماید از برای نصرت دین آل محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) پس مردم او را اطاعت نمایند خصوصاً گنجهای طالقان که از طلا ونقره نباشند بلکه مردان شجاع و قوی دل و مسلّح و مکمّل که بر اسبهای اشهب سوار باشند.

*** همچنین بخوانید: کتاب صوتی منازل الاخره ***

در اطراف او جمع گردند و جمعیت او زیاد شود و مانند سلطان عادل در میان ایشان حکم و سلوک نماید و کم کم بر اهل ظلم و طغیان غلبه نماید و از مکان و جای خود تا کوفه زمین را از لوث وجود ظالمین و کافران پاک کند و چون با اصحاب خود وارد کوفه شود به او خبر دهند که حضرت حجة اللّه مهدی آل محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) ظهور نموده و از مدینه به کوفه تشریف آورده است پس سید حسنی با اصحاب خود خدمت آنحضرت مشرّف می شوند و از آنحضرت مطالبه دلائل امامت و مواریث انبیاء (علیهم السلام) را می نمایند.

حضرت امام صادق (علیه السلام) می فرماید:

بخدا سوگند که آن جوان آنحضرت را می شناسد و می داند که او بر حق است ولکن مقصودش این است که حقیقت او را بر مردم و اصحاب ظاهر نماید.

پس آنحضرت دلائل امامت و مواریث انبیاء (علیهم السلام) از برای او ظاهر نماید، در آن وقت سید حسنی و اصحابش با آنحضرت بیعت خواهند نمود مگر قلیلی از اصحاب او که ۴۰۰۰۰۰ از زیدیه باشند که مصحف ها و قرآن درگردن ایشان حمایل است و آنچه مشاهده نمودند از دلائل و معجزات آن را حمل بر سحر نمایند و گویند این سخنان بزرگی است و اینها همه سحر است که به ما نموده اند، پس امام قائم (عج) آنچه آنان را نصیحت و موعظه نماید و آنچه از معجزات بیاورد در آنها تأثیر نخواهد کرد، تا سه روز ایشان را مهلت می دهد و چون موعظه آنحضرت را که حق است قبول ننمایند امر می فرماید که گردنهای ایشان را بزنند و حال ایشان شبیه است به حال خوارج نهروان که در لشکر امام علی (علیه السلام) در جنگ صفّین بودند.

یمانی نیز از رهبران بر حق است که به حمایت از مهدی (عج) خروج می کند، امام صادق (علیه السلام) در ضمن روایتی فرمود:

سفیانی و خراسانی و یمانی در یک سال و در یک شهر و در یکروز خروج می کنند و هیچ پرچمی مانند یمانی، به هدایت نزدیکتر نیست، زیرا یمانی مردم را به حق دعوت می کند.

نام و نسب یمانی

در نشانه های ظهور، ویژگی های پیچیده ای درباره شخصیت رهبر قیام یمانی بیان شده و روایات، در خصوص نام او گوناگون است. در یک سخن، نام او مردّد بین حسن یا حسین آمده و در دیگری سعید نامیده شده و او را «نصر» نیز خوانده اند. درباره دلیل نامیدن وی به نصر، از رسول اکرم(ص) نقل شده که زیرا خداوند را یاری می رساند. چنان که در روایات نخستین این نوشتار، عنوان «منصور» برای او انتخاب شده بود که به سبب یاری رسانی اش نسبت به قیام امام عصر(ع) بود. همچنین در روایاتی دیگر به نقل از عبدالله بن عمرو بن عاص از رسول خدا(ص) آمده است که پدر وی، قریشی است. در کتاب «فتن» ابن حماد آمده است: «ای اهل یمن، می گویند که منصور از شماست. سوگند به کسی که جانم در دست اوست، پدرش قریشی است و اگر بخواهم (قصد کنم) که نسب او را تا دورترین جدّش نام ببرم، چنین کنم». از این روایت برمی آید که «منصور» صرفاً کنیه یمانی است، نه نام او. به نقل نویسنده کتاب «رایات الهدی و الضّلال فی عصر الظّهور» دلایلی قطعی در دست است که ثابت می کند، رهبر یمانی از اهل بیت(ع) و خصوصاً از نسل امام حسین(ع) است.

خروج سفیانی و دجال

در آستانه ظهور امام زمان (عج) نشانه های دیگری نیز بروز می کند از جمله خروج سفیانی و دجّال است. سفیانی از جانب شام، بر می خیزد.

و افراد دیگری نیز که تا ۳۰ یا ۶۰ کذّاب در روایات ذکر شده است، اینها همه پرچم مخالفت بر می افروزند و سرانجام بدست یاران مهدی (عج) و به رهبری آنحضرت شکست می خورند و به هلاکت می رسند، از جمله از شکست خوردگان گروه ۱۰.۰۰۰ نفری «بتریه» است که در مسیر کوفه با سپاه قائم (عج) جنگ کنند و همگی به هلاکت می رسند، امام در کوفه کاخهای ستمگران را ویران می سازد و همه منافقین توطئه گر بدست یاران مهدی (عج) به هلاکت می رسند.

در وصف سفیانی آمده که او از نسل ابوسفیان است از پلیدترین مردم، سرخ مایل به زرد رنگ است (در ظاهر مقدّس مآبی می کند) و ذکرش این است:
یا رَبِّ، یا رَبِّ، یا رَبِّ،

سرانجامش دوزخ است، آنقدر پلید است که کنیزش را که از او بچه دار شده زنده به گور می کند.

به نقل دیگر امام باقر (علیه السلام) فرمود:

در شام سه گروه دارای پرچم، خروج می کنند: اصهب، ابقع و سفیانی.

به هر حال سفیانی پلید با دار ودسته اش بر ضد حضرت مهدی (عج) قیام می کند. مهدی (عج) به مردم فرمان می دهد به جنگ این دشمن خدا و دشمن خودتان برخیزید. سپس خود حضرت مهدی (عج) همراه مسلمانان برای جنگ با سفیانی از مکه به شام رفته و در شام با او می جنگد سرانجام سفیانی و دار ودسته اش، شکست می خورند و سفیانی زیر درخت بغوطه دمشق به هلاکت می رسد.

در بعضی از روایات آمده: ارتش و طرفداران او برای جنگ با مهدی (عج) به مکه می روند، وقتی که در راه به سرزمین «بیداء» رسیدند، بقدرت الهی مسخ می گردند و یا در زمین فرو می روند.

کوتاه سخن آنکه:

«سفیان» یک طاغوت پلید دارای یک رژیم جهنّمی است که با ویژگیهای خاص با انقلاب جهانی مهدی (عج) مخالفت می کند و شکست می خورد.

دجال

در روایات اسلامی و روایاتی منتسب به محمد، پیامبر مسلمانان، یکی از نشانه‌های دوران ظهور و آخر الزمان خروج دجال است. ظهور دجال از نشانه‌های برپایی قیامت دانسته شده‌است. دجال فردی با یک چشم و صورتی کریه و موهایی تابداراست که بر پشانیش کلمه کفر حک شده است.

دجال در آخرالزمان و پیش از قیام مهدی از شرق و احتمالاً از خراسان خروج می‌کند. او انجام کارهای شگفت‌انگیز و معجزاتی جمع زیادی از مردم را می‌فریبد. دجال در اورشلیم ادعای خدایی می کند.

تا زمان ظهور دجال او در جزیره ای در اقیانوس هند به سر می برد که از آن صدای موسیقی به گوش می‌رسد. روایات دیگری وجود دارد که در کوهی در جزیره‌ای در بند است و اهریمنان به او غذا می‌رسانند .

طبق نقل امام صادق (علیه السلام)، امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در ضمن خطبه طولانی فرمود:

«حضرت مهدی (عج) با یارانش از مکه به بیت المقدس می آیند و در آنجا بین آنحضرت با دجّال و ارتش دجّال جنگ واقع می شود، دجّال و ارتشش مفتضحانه شکست می خورند، بطوریکه از اوّل تا آخر آنها به هلاکت می رسند و دنیا آباد می شود و حضرت مهدی، عدالت و قسط را در جهان بپا می دارد.

طبق روایتی: آنحضرت دجّال را در کُناسه کوفه به دار می زند.

خروج دجّال در روایات اهل تسنّن و در تورات و انجیل نیز آمده است. اوصاف و ویژگیهای او نیز در روایات ذکر شده است.

به هر حال آنحضرت، دجّال یعنی آن طاغوت حقّه باز و پرتزویر را نیز که به جنگ مهدی (عج) بر می خیزد شکست می دهد و طبق بعضی از روایات، آنحضرت، حضرت عیسی (علیه السلام) را در کشتن دجّال در سرزمین فلسطین کمک می کند.

آری رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به علی (علیه السلام) فرمود:

«بدانکه فرزندم از کسانی که به تو و شیعیان تو ستم کردند در دنیا انتقام می گیرد، و خداوند در آخرت آنها را عذاب می نماید.

سلمان پرسید: او کیست؟

پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: او نهمین فرزند حسین (علیه السلام) است که پس از غیبت طولانی ظاهر می شود و فرمان خدا را اعلام می کند و دین خدا را آشکار می سازد و از دشمنان خدا انتقام می گیرد و سراسر زمین را همان گونه که پر از ظلم وجور شده، پر از عدل و داد می نماید».

صیحه آسمانی

صیحه آسمانی و یا نداء آسمانی، از بارزترین نشانه‌ها و واضح‌ترین علائم و قوی‌ترین برهان‌ها بر ظهور امام زمان (علیه‌السّلام) محسوب می‌شود.

احادیث صراحت دارند در اینکه نداء آسمانی از جبرئیل است و اوست که در آسمان ندا در می‌دهد. بدیهی است که مراد از نداء آسمانی صدای رعد و توپ و موشک (که ساخته دست بشر است) نمی‌باشد؛ بلکه سخنی است که معنایش واضح و نزد همه مردم قابل فهم است.

فهمیدن همه مردم

امام صادق (علیه‌السّلام) فرمودند: «آن را هر قومی‌ به زبان خود خواهند شنید.» دقیقاً نمی‌دانیم که چگونه این صدا به همه بشر خواهد رسید. در این مورد دو احتمال وجود دارد:

نخست آن صدای آسمانی فقط به زبان عربی فصیح باشد و در عرض چند ثانیه واکنش آن صدا در سراسر جهان پخش شود. پس آنها که زبان عربی را نیکو می‌دانند. این صدا را شنیده معنای آن را همان وقت می‌فهمند اما آنان که زبان عربی را نمی‌دانند، صدا را می‌شنوند ولی معنی آن را در همان وقت نمی‌فهمند؛ لذا درباره معنی صحیح آن تحقیق می‌نمایند. بعید نیست که خبرگزاری‌های دنیا این خبر را گرفته به تمام اقطار عالم (با همه اختلافاتشان در زبان و دین) پخش نمایند و در چند لحظه صدای آسمانی ترجمه شده هر قومی‌ آن را از تلویزیون و یا رادیوی خود و یا از کسی که آن را شنیده است بشنوند.

و نیز واضح است که پیامبر و ائمه طاهرین (سلام‌الله‌علیهم) سطح عقول مردم را (به هنگامی‌ که با آنان سخن می‌گویند) رعایت نمایند، عقل مردم در آن روز نمی‌توانست وسائل ارتباط جمعی و رسانه‌های گروهی را (که امروزه با حداکثر سرعت ممکن اخبار را پخش می‌نمایند) و نقش آنها را (که با بیشترین سرعت ممکن خبر را می‌رسانند) بشناسند. بر همین اساس (و بر مبنای احتمال اول) حضرت صادق (علیه‌السّلام) به این بیان اکتفا کرده فرمودند:

«آن را هر قومی‌به زبان خود می‌شنوند.» و به کیفیت آن بیش از این مقدار نپرداخته‌اند… و خدا داناست.

*** همچنین بخوانید: پیشگویی های ایل بگی جاف ***

احتمال دوم اینکه، هر قوم صدا را به زبان خود بشنوند به نحوی اعجاز آمیز اتفاق می‌افتد؛ به گونه‌ای که همگان ندا را در همان وقت و به زبان خود بشنوند، بدون آنکه مترجمان و خبرگزاری‌ها آن صدا را ترجمه کنند. این احتمال، احتمال بعیدی نیست؛ زیرا خدا بر همه چیز قدرت دارد و ظهور حضرت مهدی (علیه‌السّلام) از این معجزات و خوارق عادات برخوردار است.

به اضافه که این احتمال از جهت مادّی هم محال به نظر نمی‌رسد، چرا که امروزه می‌بینیم انسانی مخلوق و ناتوان وسائلی ساخته که هر سخنی را ظرف چند ثانیه به زبانهای مختلف ترجمه می‌کند و این وسائل را در اجتماعات بین المللی استخدام نموده است، به نحوی که نماینده هر دولتی گوشی خاصی روی گوش‌ها گذارده ترجمه هر سخن را به زبان خود از آن گوشی می‌شنود.

برخی از احادیث درباره صیحه آسمانی

امام صادق (علیه‌السّلام) فرمودند:

«صیحه‌ای که در ماه رمضان شنیده می‌شود در شب جمعه بیست و سوم این ماه است.» در این هنگام باطل روندگان به شک می‌افتند.

حضرت امام محمد باقر (علیه‌السّلام) فرمودند:

«ندا دهنده‌ای از آسمان به نام قائم، ندا در می‌دهد و هر که در مشرق و در مغرب است آن را می‌شنود. خوابیده‌ای باقی نمی‌ماند مگر آنکه بیدار می‌شود و ایستاده‌ای نیست، مگر اینکه می‌نشیند و نشسته‌ای نیست، مگر آنکه (از شدت ترسی که از شنیدن این صدا بر آنان مستولی می‌شود) بر روی دو پای خود می‌ایستد. پس خدا رحمت کند آن کس را که از این صدا عبرت گیرد و جواب دهد (یعنی همت گمارد و به حضرت مهدی (علیه‌السّلام) ملحق گردد.) ! صدای اول صدای جبرئیل است.»

سپس فرمودند:

«صدا در ماه رمضان در شب جمعه و درشب بیست و سوم خواهد بود. پس در آن شک نکنید. آن را بشنوید و اطاعت کنید. در پایان روز صدای ابلیس ملعون است که ندا در می‌دهد آگاه باشید! فلان کس مظلوم کشته شد. (ممکن است مراد از این کلمه فلان کس عثمان باشد آنگونه که در برخی از احادیث آمده است.) می‌خواهد با این صدا مردم را به تردید افکنده و آزمایش‌شان کند.

چه بسیار افراد مردّد و متحیّری که جنهمی‌ می‌شوند! پس اگر صدا را در ماه رمضان شنیدید در آن تردید نکنید، زیرا که صدای جبرئیل است و نشانه آن این است که او به نام قائم و پدرش ندا درمی‌دهد؛ به نوعی که دوشیزه در خانه نیز در پشت پرده آن صدا را می‌شنود و پدر و برادرش را به بیرون رفتن تشویق می‌کند (یعنی به خارج شدن از منزل و ملحق شدن به حضرت مهدی (علیه‌السّلام) است.) »

و نیز از وجود مقدس حضرت باقر (علیه‌السّلام) نقل شده است که فرمودند:

«صدا در ماه رمضان در شب بیست و سوم است پس هیچ خلقِ جانداری باقی نمی‌ماند؛ مگر آنکه این صدا را می‌شنود. صدا چنان است که خوابیده را بیدار می‌کند و به صحن منزلش می‌آید و دوشیزه نیز از پرده‌اش بیرون می‌آید.»

امام صادق (علیه‌السّلام) می‌فرمایند:

اولین کسی که با قائم (علیه‌السّلام) بیعت می‌کند جبرئیل است که به صورت پرنده‌ای سفید فرود آمده با او بیعت می‌نماید یک پای خود را بر کعبه می‌نهد و پای دیگر خود را بر بیت المقدس آن گاه با صدایی فصیح و بلیغ آن چنان صدا می‌کند که همه خلائق می‌شنوند. می‌گوید امر خدا آمد. بر آن مشتابید.

حضرت امام رضا (علیه‌السّلام) فرمودند: «در رجب سه ندا از آسمان شنیده می‌شود:

صدای اول این است: آگاه باشید که لعنت خدا بر ستمگران است!
صدای دوم این است: ‌ای گروه مؤ‌منان نزدیک شونده نزدیک شد!
صدای سوم این است: خدا فلان کس را برانگیخت سخن او را بشنوید و اطاعتش نمایید.» (مراد از فلان حضرت مهدی (علیه‌السّلام) است. شاید نام نبردن حضرت از جهت تقیّه و یا ازشدت واضح بودن باشد.)

کشته شدن نفس زکیه

شهادت نفس زکیّه بین رکن و مقام در مسجدالحرام، از نشانه‌های قطعی ظهور امام زمان (علیه‌السّلام) است.

نسب نفس زکیه

در نَسَب نفس زکیّه اختلاف است؛ گروهی او را حَسَنی و دسته‌ای حسینی دانسته‌اند. این اختلاف در نسب (با توجّه به آنکه از خاندان رسول خدا بودن وی روشن است) زیانی به مطلب نمی‌رساند. در احادیث از وی با تعبیر غلام (جوان) یاد کرده‌اند. ممکن است نوجوان باشد. حضرت مهدی (علیه‌السّلام) او را به سوی اهل مکّه می‌فرستند تا به یاری حضرت او بشتابند ولی آنان بر او هجوم آورده و او را بین رکن و مقام شهید می‌کنند. در این هنگام خشم خدای تعالی بر آنان فرود می‌آید.

زمان شهادت نفس زکیه

بین شهادت نفس زکیه و قیام حضرت صاحب الامر (علیه‌السّلام) پانزده روز فاصله خواهد بود. وجه تسمیه نفس زکیه آن است که وی را بدون هیچگونه گناهی به قتل می‌رسانند. علت شهادت او فقط این است که به اهل مکه پیام شفاهی حضرت مهدی (علیه‌السّلام) را می‌رساند و نه هیچ چیز دیگر. این پیام به هیچ وجه حاوی بدگوئی و شتم و تهدید نیست؛ بلکه فقط شامل یاری خواهی و کمک‌طلبی از اهل مکه است. خدای تعالی از زبان حضرت موسی (علیه‌السّلام) خطاب به خضر چنین می‌فرماید: (اقَتَلْتَ نفساً زَکیَّةً؟!؛ آیا فرد پاکی را کشتی. «یعنی، بی‌گناهی را.» )

فرو رفتن در بیداء

یکی از نشانه‌های حتمی قیام امام زمان(عج)، «خسف بیداء» یا «خسف به بیداء» معرفی شده است و منظور از این اصطلاح این است که سفیانی، لشکر بزرگی به قصد جنگ با امام مهدی عازم مکه می‌کند؛ اما بین مکه و مدینه در محلی که به سرزمین «بیداء» معروف است به گونه‌ای معجزه‌آسا به امر خداوند در زمین فرو می‌روند. این حادثه در روایات اهل سنت و شیعه، یکی از نشانه‌های ظهور و قیام امام زمان(عج) معرفی شده و در شماری از آنها بر حتمی بودن آن تأکید شده است.

چگونگی خسف در بیداء

درباره جزئیات خسف به بیداء سخن روشنی در روایات نیامده و تنها به فرو رفتن سپاهیان سفیانی در این زمین اشاره شده است. امام باقر(ع) فرمود:

«سفیانی گروهی را به مدینه روانه می‌کند و مهدی از آنجا به مکه می‌رود. خبر به فرمانده سپاه سفیانی می‌رسد که مهدی(عج) به سوی مکه رفته است. او لشکری به تعقیب امام می‌فرستد ولی او را نمی‌یابند تا اینکه مهدی، با حالت ترس و نگرانی همانند موسی بن عمران، داخل مکه می‌شود. هنگامی که سپاه سفیانی وارد سرزمین بیداء می‌شوند منادی از آسمان ندا می‌کند: «ای دشت! آن قوم را نابود ساز»؛ سپس زمین، لشکر سفیانی را فرو برده و همگی به جز سه نفر از بین می‌روند.»

یکی از بازماندگان که در روایات با صفت «بشیر» معرفی شده است به طرف امام زمان رفته و در مکه هلاکت لشکریان سفیانی را به ایشان بشارت می‌دهد و شرحی از حادثه را نقل می‌کند.

نشانه های عام ظهور امام زمان چیست؟

وقت ظهور آنحضرت معلوم نیست، وحتّی مطابق روایات کسانی که وقت ظهور را تعیین کنند، دروغگو شمرده شده اند. ولی نشانه هایی به عنوان علائم ظهور در روایات بسیار آمده که مربوط به مدت اندکی قبل از ظهور و مربوط به آستانه و آغاز ظهور است، این نشانه ها بسیار زیادند که معروفترین و جامعترین آنها این است که هرج ومرج در همه چیز دنیا مشهود می گردد. سراسر جهان پر از ظلم و جور و فساد گردد چنانکه در هر انقلابی معمولا، ظلم و فساد قبل از آن، باعث انقلاب می گردد، این موضوع در ضمن یک روایتی جامع بطور مشروح بیان شده وامام صادق (علیه السلام) آن را در ۱۱۹ ماده بیان کرده است واینک ترجمه روایت:

حضرت امام صادق (علیه السلام) به یکی از یارانش فرمود:

۱ – هرگاه دیدی: حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند.
۲ – و دیدی که: ظلم همه جا را گرفته.
۳ – و دیدی که: قرآن فرسوده شده و درست معنی نمی شود.
۴ – و دیدی که: دین همچون ظرف تو خالی، و بی محتوا شده است.
۵ – و دیدی که: طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.
۶ – ودیدی که: کارهای بد آشکار شده و از آن نهی نمی شود و بدکاران بازخواست نمی شوند.
۷ – ودیدی که: چنان فسق و فجور آشکار شده که مردان به مردان و زنان به زنان اکتفاء می کنند.
۸ – ودیدی که: افراد با ایمان سکوت کرده و سخنشان را نمی پذیرند.
۹ – ودیدی که: شخص بدکار، دروغ گوید، و کسی دروغ و نسبت ناروای او را رد نمی کند.
۱۰ – ودیدی بچه ها، بزرگان را تحقیر کنند.
۱۱ – ودیدی که: قطع پیوند خویشاوندی شود.
۱۲ – ودیدی که: بدکار را ستایش کنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.
۱۳ – ودیدی نوجوانان پسر، همان کنند که زنان می کنند.
۱۴ – ودیدی که: زنان با زنان ازدواج نمایند.
۱۵ – ودیدی که: مدّاحی دروغین از اشخاص، زیاد شود.
۱۶ – ودیدی که: انسانها اموال خود را در غیر اطاعت خدا مصرف می کنند و کسی مانع نمی شود.
۱۷ – ودیدی که: افراد با دیدن کار و تلاش نامناسب مؤمنین، به خدا پناه می برند.
۱۸ – ودیدی که: همسایه به همسایه خود اذیت می کند و از آن جلوگیری نمی شود.
۱۹ – ودیدی که: کافر به خاطر سختی مؤمن، شاد است.
۲۰ – ودیدی که: شراب را آشکارا می آشامند و برای نوشیدن آن کنار هم می نشینند و از خداوند متعال نمی ترسند.
۲۱ – ودیدی: کسی که امر به معروف می کند خوار و ذلیل است.
۲۲ – ودیدی آدم بدکار در آنچه آن را خدا دوست ندارد، نیرومند و مورد ستایش است.
۲۳ – ودیدی اهل قرآن و دوستان آنها خوارند.
۲۴ – ودیدی راه نیک بسته و راه بد باز است.
۲۵ – ودیدی خانه کعبه تعطیل شده، و به تعطیلی آن دستور داده می شود.
۲۶ – ودیدی که: انسان به زبان می گوید ولی عمل نمی کند.
۲۷ – ودیدی که: مردان از مردان و زنان از زنان لذّت می برند، (یا مردان خود را برای مردان، و زنان خود را برای زنان فربه می کنند).
۲۸ – ودیدی که: زندگی مرد از راه لواط و زندگی زن از راه زنا تأمین می شود.
۲۹ – ودیدی زنان همچون مردان برای خود مجالس (نامشروع) تشکیل می دهند.
۳۰ – ودیدی که: در میان فرزندان «عبّاس»، کارهای زنانگی به وجود آید.
۳۱ – ودیدی که: زن برای زنا با مردان، با شوهر خود همکاری کند.
۳۲ – ودیدی که: بیشتر مردم و بهترین خانه ها، زنان را بر بدکاری کمک می کنند.
۳۳ – ودیدی که: مؤمن، خوار و ذلیل شمرده شود.
۳۴ – ودیدی که: بدعت و زنا آشکار شود.
۳۵ – ودیدی مردم به شهادت ناحق اعتماد کنند.
۳۶ – ودیدی که: حلال، حرام شود و حرام، حلال گردد.
۳۷ – ودیدی که: دین بر اساس میل اشخاص معنی شود و کتاب خدا و احکامش تعطیل گردد.
۳۸ – ودیدی که: جرئت برگناه آشکار شود، و دیگر کسی برای انجام آن منتظر تاریکی شب نگردد.
۳۹ – ودیدی مؤمن نتواند نهی از منکر کند مگر در قلبش.
۴۰ – ودیدی که: ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد.
۴۱ – ودیدی که: سردمداران به کافران نزدیک شوند و از نیکوکاران دور شوند.
۴۲ – ودیدی که: والیان در قضاوت رشوه بگیرند.
۴۳ – ودیدی که: پستهای مهم والیان بر اساس مزایده است نه بر اساس شایستگی.
۴۴ – ودیدی که: مردم را از روی تهمت و یا سوءظن بکشند.
۴۵ – ودیدی که: مرد بخاطر همبستری با همسران خود مورد سرزنش قرار گیرد.
۴۶ – ودیدی که: مرد از بدکارگی همسرش نان می خورد.
۴۷ – ودیدی که: زن بر شوهر خود مسلّط شود، و کارهایی که مورد خشنودی شوهر نیست انجام می دهد، و به شوهرش خرجی می دهد.
۴۸ – ودیدی که: مرد همسر و کنیزش را کرایه می دهد وبه غذای پست (که از این راه بدست می آورد) خشنود است.
۴۹ – ودیدی که: سوگندهای دروغ به خدا بسیار گردد.
۵۰ – ودیدی که: آشکارا قمار بازی می شود.
۵۱ – ودیدی که: مشروبات الکلی بطور آشکار بدون مانع خرید و فروش می شود.
۵۲ – ودیدی که: زنان مسلمان خود را به کافر می بخشند.
۵۳ – ودیدی که: کارهای زشت آشکار شده و هر کس از کنار آن می گذرد مانع آن نمی شود.
۵۴ – ودیدی که: مردم محترم، توسط کسی که مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند.
۵۵ – ودیدی که: نزدیکترین مردم به فرمانداران آنانی هستند که به ناسزاگوئی به ما خانواده عصمت (علیهم السلام) ستایش شوند.
۵۶ – ودیدی که: هر کس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و شهادتش را قبول نمی کنند.
۵۷ – ودیدی که: در گفتن سخن باطل ودروغ، با همدیگر رقابت کنند.
۵۸ – ودیدی که: شنیدن سخن حق بر مردم سنگین است ولی شنیدن باطل برایشان آسان است.
۵۹ – ودیدی که: همسایه از ترس زبان بد همسایه، او را احترام می کند.
۶۰ – ودیدی که: حدود الهی تعطیل شود و طبق هوی و هوس عمل شود.
۶۱ – ودیدی که: مسجدها طلاکاری (زینت داده) شود.
۶۲ – ودیدی که: راستگوترین مردم نزد آنها مفتریان دروغگو است.
۶۳ – ودیدی که: بدکاری آشکار شده و برای سخن چینی کوشش می شود.
۶۴ – ودیدی که: ستم و تجاوز شایع شده.
۶۵ – ودیدی که: غیبت، سخن خوش آنها گردد، و بعضی بعض دیگر را به آن بشارت دهند.
۶۶ – ودیدی که: حج و جهاد برای خدا نیست.
۶۷ – ودیدی که: سلطان به خاطر کافر، شخص مؤمن را خوار کند.
۶۸ – ودیدی که: خرابی بیشتر از آبادی است.
۶۹ – ودیدی که: معاش انسان از کم فروشی بدست می آید.
۷۰ – ودیدی که: خونریزی آسان گردد.
۷۱ – ودیدی که: مرد بخاطر دنیایش ریاست می کند.
۷۲ – ودیدی که: نماز را سبک شمارند.
۷۳ – ودیدی که: انسان ثروت زیادی جمع کرده ولی از آغاز آن تا آخر زکاتش را نداده است.
۷۴ – ودیدی که: قبر مرده ها را بشکافند و آنها را اذیت کنند.
۷۵ – ودیدی که: هرج و مرج بسیار است.
۷۶ – ودیدی که: مرد روز خود را با مستی به شب می رساند و شب خود را نیز به همین منوال به صبح برساند و هیچ اهمیتی به برنامه مردم ندهد.
۷۷ – ودیدی که: با حیوانات آمیزش می شود.
۷۸ – ودیدی که: مرد به مسجد (محل نماز) می رود وقتی بر می گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزدیده اند).
۷۹ – ودیدی که: حیوانات همدیگر را بدرّند.
۸۰ – ودیدی که: دلهای مردم، سخت و دیدگانشان خشک و یاد خدا بر ایشان گران است.
۸۱ – ودیدی که: بر سر کسبهای حرام آشکارا، رقابت کنند.
۸۲ – ودیدی که: نماز خوان برای خودنمائی نماز می خواند.
۸۳ – ودیدی که: فقیه برای دین، فقه نمی آموزد و طالب حرام، ستایش و احترام می گردد.
۸۴ – ودیدی که: مردم در اطراف قدرتمندانند.
۸۵ – ودیدی که: طالب حلال، مذمّت و سرزنش می شود و طالب حرام ستایش و احترام می گردد.
۸۶ – ودیدی که: در مکه و مدینه کارهائی می کنند که خدا دوست ندارد و کسی از آن جلوگیری نمی کند، و هیچکس بین آنها و کارهای بدشان مانع نمی شود.
۸۷ – ودیدی که: آلات موسیقی و لهو در مدینه و مکّه آشکار گردد.
۸۸ – ودیدی که: مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهی از منکر کند ولی دیگران او را از این کار برحذر می دارند.
۸۹ – ودیدی که: مردم به همدیگر نگاه می کنند، (به اصطلاح چشم و هم چشمی می کنند) و از مردم بدکار پیروی نمایند.
۹۰ – ودیدی که: راه نیک خالی و راه رونده ندارد.
۹۱ – ودیدی که: مرده را مسخره کنند و کسی برای او اندوهگین نشود.
۹۲ – ودیدی که: سال به سال بدعت و بدیها بیشتر شود.
۹۳ – ودیدی که: مردم و جمعیتها جز از سرمایه داران پیروی نکنند.
۹۴ – ودیدی که: به فقیر چیزی دهند که برایش بخندند ولی در راه غیر خدا ترحم کنند.
۹۵ – ودیدی که: علائم آسمانی آشکار شود و کسی از آن نگران نشود.
۹۶ – ودیدی که: مردم مانند حیوانات در انظار یکدیگر عمل جنسی بجا می آورند وکسی از ترس مردم از آن جلوگیری نمی کند.
۹۷ – ودیدی که: انسان در راه غیر خدا بسیار خرج کند ولی در راه خدا از اندک هم مضایقه دارد.
۹۸ – ودیدی که: عقوق پدر ومادر رواج دارد و فرزندان هیچ احترامی برای آنها قائل نیستند، بلکه نزد فرزند از همه بدترند.
۹۹ – ودیدی که: زنها بر مسند حکومت بنشینند، و هیچ کاری جز خواسته آنها پیش نرود.
۱۰۰ – ودیدی که: پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، و پدر ومادرش را نفرین کند و از مرگشان شاد گردد.
۱۰۱ – ودیدی که: اگر روزی بر مردی بگذرد ولی او در آن روز گناه بزرگی مانند بدکاری، کم فروشی، و زشتی انجام نداده، ناراحت است.
۱۰۲ – ودیدی که: قدرتمندان، غذای عمومی مردم را احتکار کنند.
۱۰۳ – ودیدی که: اموال حق خویشان پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) (خمس) در راه باطل تقسیم گردد، و با آن قماربازی و شرابخواری شود.
۱۰۴ – ودیدی که: به وسیله شراب، بیمار را مداوا کنند، و برای بهبودی بیمار آن را تجویز نمایند.
۱۰۵ – ودیدی که: مردم در مورد امر به معروف و نهی از منکر و ترک دین بی تفاوت و یکسانند.
۱۰۶ – ودیدی که: سرو صدای منافقان بر پا است ولی سر وصدای حق طلبان خاموش است.
۱۰۷ – ودیدی که: برای اذان و نماز مزد می گیرند.
۱۰۸ – ودیدی که: مسجدها پر است از کسانی که از خدا نترسند و غیبت هم نمایند.
۱۰۹ – ودیدی که: شرابخوار مست، پیش نماز مردم شود.
۱۱۰ – وقتی که دیدی: خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند.
۱۱۱ – ودیدی که: قاضیان برخلاف دستور خداوند قضاوت کنند.
۱۱۲ – وقتی دیدی که: استانداران از روی طمع، خائنان را امین خود قرار دهند.
۱۱۳ – ودیدی که: فرمانروایان، میراث (مستضعفان) را در اختیار بدکاران از خدا بی خبر قرار دهند.
۱۱۴ – ودیدی که: بر روی منبرها از پرهیزکاری سخن می گویند ولی گویندگان آن پرهیزکار نیستند.
۱۱۵ – ودیدی که: صدقه را با وساطت دیگران بدون رضای خداو بخاطر در خواست مردم بدهند.
۱۱۶ – وقتی که دیدی: وقت (اوّل) نمازها را سبک بشمارند.
۱۱۷ – ودیدی که: هَمّ و هدف مردم، شکم و شهوتشان است.
۱۱۸ – ودیدی که: دنیا به آنها روی کرده.
۱۱۹ – ودیدی که: نشانه های برجسته حق، ویران شده است، در این وقت خود را حفظ کن واز خدا بخواه که از خطرات گناه نجاتت بدهد…

روز ظهور امام زمان چه روزی است؟

روایات مختلفی درباره روز قیام حضرت مهدی (علیه السلام) وجود دارد. در برخی، از نوروز به عنوان روز آغاز قیام، یاد شده است. برخی احادیث دیگر روز عاشورا را روز آغاز قیام ذکر کرده است. در تعدادی از روایات روز شنبه و در تعدادی دیگر، جمعه، روز قیام تعیین شده است. در هم زمانی نوروز، با عاشورا اشکالی به نظر نمی‏رسد؛ زیرا نوروز طبق سال شمسی و عاشورا بر اساس سال قمری محاسبه می شود و یکی شدن این دو روز امکان‏پذیر است و هم زمانی این دو روز با جمعه یا شنبه نیز ممکن است. آن چه مشکل و متعارض به نظر می‏رسد، ذکر دو روز از هفته به عنوان روز قیام است؛ ولی می‏توان این دسته از روایات را نیز توجیه ‏کرد؛ زیرا اگر سند این روایات صحیح باشد، در این صورت احادیثی که جمعه را روز ظهور حضرت، تعیین کرده است، بر روز قیام و ظهور حمل می‏شود و روایاتی که شنبه را روز قیام می‏داند، بر استقرار و تثبیت نظام الهی و نابودی مخالفان تفسیر شود.

در روایات دیگر نیز آمده است که ظهور امام زمان ، صبح روز شنبه و عاشورا می‌باشد که حضرت حجت(عج) پس از طلوع آفتاب، پشت مقام حضرت ابراهیم (علیه السلام) دو رکعت نماز به جا می آورند، میان رکن و مقام ایستاده و اولین خطبه خود را به گوش جهانیان می رساند و پس از معرفی خود، مردم را به بیعت دعوت می‌کنند. باید توجه داشت که روایاتی که شنبه را روز قیام می‏داند، از نظر سند مورد تأمّل است؛ ولی روایاتی که جمعه را ذکر کرده است، از این نظر ایرادی ندارد. و در روایات بسیاری ذکر شده است، که ظهور امام زمان علیه السلام در سال فرد و در روز فرد تحقق پیدا خواهد کرد.

طول عمر زیاد امام قائم چگونه ممکن است؟

این سؤال در طول تاریخ از زمان مرحوم صدوق (رحمه الله) به بعد مطرح است و هم اکنون یکی از سؤالات مربوط به آنحضرت است.

ما وقتی که از نظر دین و دانش ثابت کنیم که عمر طولانی این چنینی محال نیست، آنگاه می گوئیم چه مانعی دارد خداوند متعال با آن قدرت لایزال خود شرایطی را در شخصی به وجود آورد که هزاران سال یا بیشتر عمر کند؟

امّا از نظر دانش:

زیست شناسان می گویند: اگر اختلالها و آسیبهایی که به انسان می رسد و موجب کوتاهی عمر او می شود رفع گردد، عمر او به ۲۰۰ سال خواهد رسید.

بعضی می گویند انسان باید ۳۰۰ سال عمر کند این که می بینی ۷۰ یا ۸۰ سال عمر می کند، بر اثر آنستکه عضوی از او فرسوده می شود و به عضوهای دیگر سرایت می کند و از آزمایشاتی که دانشمندان، روی حشرات و سلولها و گیاهان کرده اند نشان می دهد که گاهی عمر آنها را به صدها بلکه به هزارها برابر رسانده اند.

«یوری فیالکوف» استاد پلی تکنیک «کیف» در شوروی سابق می گوید: سلول که سنگ اول و اصلی بنای جانداران می باشد جاوید است و هرگز نمی میرد، مشروط بر این که غذا داشته باشد و سرما و گرمای شدید سبب هلاکتش نشود. وی اضافه می کند: انسان باید زنده و جاوید باشد هرگز از بین نرود زیرا سلولهای تشکیل دهنده بدن او جاوید است.

اما از نظر قرآن و احادیث:

از نظر دینی نه تنها هیچگونه دلیلی بر انکار عمر طولانی در افراد استثنائی نداریم، بلکه در تواریخ و روایات مذهبی می خوانیم: ادریس (علیه السلام) و الیاس (علیه السلام) و خضر (علیه السلام) و عیسی (علیه السلام)، هنوز زنده اند و همچنین حضرت لقمان (علیه السلام) و نوح (علیه السلام) و عاد (علیه السلام) و پیامبران دیگر، عمرهای بسیار طولانی کرده اند، تا آنجا که قرآن در آیه ۴ سوره نمل درباره حضرت نوح (علیه السلام) می گوید:

نوح (علیه السلام) در میان قوم خود هزار سال جز پنجاه سال (یعنی ۹۵۰ سال) درنگ کرد». و طبق روایات حضرت عاد ۳۵۰۰ سال عمر کرد.

بنابراین چه مانعی دارد که خداوند تمام علل پیری و فرسودگی را به امام زمانش آموخته باشد و او با بکار گرفتن آن، عمر بسیار کند.

وقتی که اصل مسئله محال نبود، قدرت واراده خداوند بقیه امور را درست خواهد کرد.

ضمناً باید به این نکته توجّه داشت که استثنائها در جهان نمونه های بسیار دارد مانند: کشف ماهیهای۳.۰۰۰.۰۰۰ ساله وکشف ۴۰۰۰ دانه از یک بوته گندم، وکشف آبی که یخ نمی زند و… که اینها همه حکایت از قدرت لایزال الهی می کند و حاکی است که این طور نیست که جهان همیشه در محور علل و معلول طبیعی معمولی، بگردد، بلکه گاهی علل مافوق علل طبیعی در کار است، که آن هم کار خدا است، چنانکه قرآن کراراً می فرماید:

«بدانید حتماً خداوند بر هر چیز تواناست»

یاران مهدی بیشتر کجا هستند؟

جالب اینکه در روایات بسیاری آمده که دستجات یاران امام مهدی (عج) از مشرق زمین بپا می خیزند، رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:

(هنگام ظهور) پرچمهای سیاه از طرف مشرق نمودار شود، پس با وی (امام قائم «عج») بیعت کنید که او خلیفه خدا، مهدی (عج) است.

و نیز فرمود:

جمعی از مردم از طرف مشرق خروج کنند و مقدّمات حکومت مهدی (عج) را فراهم سازند

امیر مؤمنان (علیه السلام) فرمود:

«آفرین بر طالقان که خداوند در آن گنجهائی نهاده که از طلا و نقره نیست بلکه مردان مؤمنی هستند که بطور شایسته خدا را شناخته اند و در آخرالزّمان، یاوران حضرت مهدی (عج) خواهند بود»

رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) فرمود:

«هنگامی که پرچمهای سیاه را از جانب خراسان دیدید، به طرف آن بروید هر چند با دست و سینه روی برف باشد، چرا که خلیفه خدا مهدی (عج) در میان آنها است».

ودر روایت دیگر فرمود:

«بزودی اهلبیت من دچار گرفتاریها و آوارگیها خواهند شد، تا اینکه جمعی با پرچمهای سیاه از طرف مشرق بیایند… تا اینکه امر به یکی از افراد اهلبیت من (امام قائم«عج») سپرده شود، که او سراسر زمین را بعد از آنکه پر از ظلم وجور شده باشد پر از عدل و داد کند، فَمَنْ اَدْرَکَ مِنْکُمْ فَلْیأْتِها وَلَوْ حَبْواً عَلَی الثَّلْجِ؛ هر کدام که از شما آنها را درک کردید به آنها بپیوندید گرچه با راه رفتن با دست وسینه روی برف باشد خود را به آنها برسانید»

به این ترتیب می بینیم، مشرق زمین مورد توجه قرار گرفته است و چنانکه هم اکنون از نشانه هایش پیداست، تنها مشرق زمین است که این کار را خواهد کرد، بنابراین مشرق زمین باید بپاخیزد! و با توجه به اینکه اکثریت قریب به اتفاق امت مسلم از مستضعفان در مشرق زمین هستند و با توجه به امکانات عظیم جغرافیائی و اقتصادی و نیروی انسانی که دارند، می توانند بپاخیزند و دستهای ابرقدرتها را قطع کنند و زمینه سازی خوبی برای ظهور مهدی (عج) ایجاد بنمایند.

اقامتگاه حضرت مهدی کجاست؟

می پرسند: امام قائم (عج) کجاست و آیا فرزند و همسر دارد؟

پاسخ:

از قواعد و روایات معصومین (علیهم السلام) استفاده می شود که امام قائم (عج) هم اقامتگاه مخصوص دارد و هم زن و فرزند.

در مورد اقامتگاه آنحضرت – نخست باید توجّه داشت که آنحضرت همه ساله در مراسم عظیم حج شرکت می کند. و بعضی از سعادتمندان در مراسم حج به محضرش شرفیاب شده اند. همچنین هر جا که بخواهد از مشاهد مشرّفه و… خواهد رفت.

امّا در مورد اقامتگاه آنحضرت و فرزندان و بستگان و یاران مخصوص (اوتاد) چندین مکان مانند: مدینه، دشت حجاز، کوه رضوی، کرعه و سرزمینهای دور دست و… گفته شده است. در میان این گفتار آنچه بیشتر نظرها را جلب می کند این است که اقامتگاه آنحضرت و فرزندانش و گروهی از خواص یارانش در جزیره ای از دریای بزرگ می باشد.

از امام هادی (علیه السلام) داستانی نقل شده که خلاصه اش این است:

حضرت مهدی (عج) و فرزندانش در جزیره هائی بسیار بزرگ و پهناور در دریا زندگی می کند و عدد شیعیان آنجا بسیار زیاد است، و فرزندان وی هر یک حاکم جزیره ای هستند و خدا بهتر می داند.

داستان جزیره خضراء

در داستانی که در مورد تشرّف علی بن فاضل مازندرانی در سال ۶۹۰ هجری در جزیره «خضراء» از طرق بسیار موثّق نقل شده حاکی است که اقامتگاه امام قائم (علیه السلام) و همسران و فرزندانش در جزیره «خضراء» است.

اینک اصل داستان را از کتاب اثباة الهداة نقل می کنیم:

علاّمه مجلسی در بحارالأنوار از یحیی بن فضل در کتاب «رسالة البحر الابیض والجزیرة الخضراء» از علی بن فاضل مازندرانی مجاور نجف در حدیث بسیار طولانی چنین نقل می کند:

وارد شهری از شهرهای غرب (اسپانیا) شدم مرکبهائی از بلاد امام عصر (عج) وارد آنجا شد، یکی از مسافرین آنها پیر مردی بود که چون مرا دید گفت: نام تو چیست؟ گمان می کنم علی باشد.
گفتم: آری،
گفت: نام پدرت چیست؟ گویا فاضل باشد؟
گفتم: آری، چه خوب نام من و پدرم را می شناسی.
گفت: بدان که نام و اصل و وصف و خصوصیات ترا برای من بیان کرده اند و من تا جزیره خضراء با تو هستم.

بسیار خوشحال شدم مرا با خود به دریا برد، روز شانزدهم به آب سفیدی رسیدیم، پرسیدم اینجا کجاست؟

گفت: بحر ابیض است و آن جزیره خضراء است که این آب سفید اطرافش را گرفته است و به حکمت خداوند چون کشتیها و وسائل نقلیه دیگر دشمنان به اینجا رسند غرق می شوند و به آنحضرت دست نیابند. سپس وارد جزیره خضراء شدیم و رفتیم در مسجد، شخصی بنام «سید شمس الدین» را دیدم که می گفت: من از نوه های امام عصر (عج) هستم، پس از گفتگوئی به او گفتم: هرگز امام را دیده ای؟

گفت: نه ولی پدرم نقل کرد که صدای امام را شنیده ام و خودش را ندیده ام و امّا جدّم، هم خودش را دیده است و هم صدایش را شنیده است، آنگاه با آن سید از شهر بیرون رفتیم و به پیرمردی رسیدیم، از سید احوال آن پیر مرد را پرسیدم، گفت: این کوه را می بینی، در وسط آن جای خرّمی است و در آن چشمه ای است و کنار چشمه، قبّه ای است و این مرد با رفیقش خادم آن قبّه است، من هر صبح جمعه می روم آنجا خدمت امام عصر (عج) (البته با توجه به آغاز حدیث، خود امام را نمی بیند و صدایش را نمی شنود) و در قبّه دو رکعت نماز می خوانم و کاغذی می یابم که در آن حکم مرافعه ای را که در هفته به من رجوع می کنند.

در آن نوشته، کاغذ را بر می دارم و هر چه در آن نوشته به آن عمل می کنم.

علی بن فاضل گوید: از خادمها خواهش کردم مرا به حضور امام (عج) ببرند، گفتند: راهی ندارد، آن رفیقم به من گفت: دستور آمده که تو را به وطن برگردانم، برای من و تو مخالفت روا نیست.

ناگفته نماند که علی بن فاضل داستان خود را به طور مفصّل در کتابی بنام «الفوائد الشمسیه» آورده است، و ضمناً به احتمال قوی آن آب سفید که در داستان فوق آمده همانند یک حصار محکم و مجّهز، دشمن را از آن جزیره دفع می کند.

بعضی از نویسندگان به عنوان احتمال مطرح کرده اند که شاید این جزیره خضراء (با توجّه به آب سفید وسایر خصوصیات که در داستان آمده بود) همان مثلّث برمودا که از عجیب ترین و مرموزترین مکانهای روی زمین است و در غربی ترین اقیانوس اطلس قرار دارد باشد.

از عجائب مثلّث برمودا اینکه هر هواپیما یا کشتی به حدود آن برود بطور اسرارآمیزی ناپدید می گردد، و جالب اینکه آبهای آن سفید است، و هر روز خبر غرق شدن تعداد تازه ای از کشتیهای اقیانوس پیما در آبهای سفید «مثلّث بر مودا» به گوش رسیده است. خلبانها و ملوانهائی که در این منطقه حوادثی را تجربه کرده اند گزارش داده اند که در مسیر خود، به صورت اسرار آمیزی تغییر جهت حاصل شده و به مناطقی که تصمیم نداشته اند هدایت شده اند.

البته همه این گفته ها در مورد محل اقامت امام عصر فقط حدسیات است و واقعیت را خدا میداند و بس.

فایده غیبت طولانی چیست؟

در پاسخ این سؤال عالم بزرگوار تشیع سید مرتضی (رحمه الله) گوید: «وقتی که از راه عقل و نقل، صحت امامت امام قائم (عج) ثابت شد، اگر فلسفه غیبت را ندانیم چه مانعی دارد، چنانکه فلسفه بسیاری از احکام بر ما پوشیده است» (تلخیص از کشف الغمّه، ج ۳، ص ۴۶۲).

می پرسند: غیبت طولانی امام مهدی (عج) و عدم دسترسی ما به او، چه سودی دارد؟

پاسخ:

امام قائم (عج) بخاطر عدم پذیرش جامعه، از نظرها پنهان است، او همچون امامان معصوم (علیهم السلام) دیگر اگر آشکار بود، مردم همان که با آن امامان کردند با او می کردند، امّا او غائب است تا مردم آمادگی پذیرش او را در طول زمان و با برنامه ریزیهای دراز مدّت و تکامل معنوی و مادّی پیدا کنند.

غیبت او چنانکه در روایات آمده همچون پنهان شدن خورشید پشت ابرها است، گرچه ابرها از تابش مستقیم خورشید ممانعت می کنند، ولی هرگز نمی توانند تابش خورشید را بطور کلی محو سازند.

غیبت امام قائم (عج) دهها فایده دارد که در اینجا به طور اختصار به چند فایده آن اشاره می کنیم.

۱ – غیبت او به پیروانش امید می بخشد و آنها را دلگرم می کند که دارای چنین رهبری هستند، با توجّه به اینکه امید، آن هم امیدی این چنین، سازنده است.

۲ – غیبت آنحضرت پیروانش را قدم به قدم آماده می سازد تا آن حضرت را از عزلت بیرون آورند.

۳ – آنحضرت در عین اینکه غائب است گاه در مسائل مهم با فقهاء و بزرگان اسلام تماس می گیرد و آنها را راهنمایی می کند.

۴ – گفتگو درباره قیام مهدی (عج) وتشکیل کنگره ها و کنفرانسها و تنظیم نوشته ها و مقالات در طول زمان با فرصت کافی موجب پرورش نفوس و آمادگی، در اندیشه انقلاب جهانی بودن و هدف داری و… می شود، در نتیجه آمادگیهای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، صنعتی، اقتصادی و بالاخره نظامی در همه جا پیدا می شود و به این ترتیب زمینه سازی ظهور آنحضرت مهیا می گردد.

۵ – شناخت موانع یک انقلاب جهانی در تمام ابعاد و براندازی آن موانع نیاز به طول زمان و کمک فکری بسیار در سطح جهان دارد، این نیز یکی از فوائد غیبت امام قائم (عج) می باشد.

۶ – از طرفی طول غیبت و دوری مردم از رهبر مصلح و عادل، موجب فساد در تمام زمینه ها شده، و همین فساد موجب خستگی و ناراحتی و نارضایتی مردم می شود و در دل این فساد، جرقه های انقلاب بروز می کند و مردم، تشنه مصلح واقعی و عدالت می شوند، چرا که تا همه، رنج ظلم و فساد را نبرند آماده درک لذّت عدالت و اصلاح نخواهند شد، چنانکه در روایات مربوط به حضرت مهدی (عج) بسیار آمده که: «یمْلأُ الاَرْضَ عَدْلاً وقِسْطاً ونُوراً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وجُوْراً وشَرّاً؛ آنحضرت زمین را پر از قسط و عدل و نور خواهد کرد همان گونه که پر از ظلم و جور و بدی شده باشد؟»

وانقلاب واقعی، انقلابی است که طبیعی و خودجوش و از متن توده ها برخیزد، و همگان به خوبی آن را درک کنند.

البتّه این سخن به این معنی نیست که ما تن به ظلم و فساد دهیم، و مبارزه با ظلم و فساد نکنیم که شرع و عقل چنین اجازه ای به ما داده، بلکه این سخن خبر از آینده می دهد، و حاکی است که مردم بر اثر دوری از یک مصلح عادل و آگاه چگونه در لجن فساد فرو می روند، در این صورت باید برای یافتن آن مصلح بپاخاست و خود گرفتاری مردم، آنها را برای یافتن راه حل بر می انگیزاند.

آری باید مدتها بگذرد، تا مردم تکامل یابند و حقائق برایشان کشف گردد، و با تجربیات تلخ خود روی حکومتهای باطل از آنها روگردان گردند و تشنه وجود امام قائم (عج) شوند.

در قرآن کریم می خوانیم:
«سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الاْفاقِ وفِی اَنْفُسِهِمْ حَتّی یتَبَینَ لَهُمْ اَنَّهُ الْحَقُّ؛
بزودی آیات خود را از هر سوی جهان و در وجود خود مردم نشان می دهیم تا برای آنها آشکار گردد که او حق است»

در مورد اینکه منظور از ضمیر «او» در «اِنَّهُ» به کجا بازگشت می کند امام صادق (علیه السلام) در ضمن روایتی فرمود:
«منظور خروج قائم (عج) است که او حق است (و حقانیتش آشکار می گردد)»

آیا عقیده به ظهور مصلح جهانی مخصوص شیعیان است؟

آیا عقیده به ظهور امام زمان (عج) در آخرالزّمان مخصوص شیعه است یا ادیان دیگر نیز به آن معتقدند؟

این عقیده حتی در کتب زرتشتیان، هندویان و تورات و انجیل و در میان مصریها و چینیها و حتی در میان غربیها وجود دارد و در منابع اهل تسنّن، روایات متواتر و بسیار زیاد آمده است،
به عنوان نمونه به کتابهای:
۱ – نورالابصار صفحه ۱۵۷.
۲ – التّاج الجامع الاصول (تألیف شیخ منصور علی ناسف).
۳ – کتاب صواعق المحرقه.
۴ – کتاب منتخب الاثر (تألیف آیة اللّه صافی).
۵ – اثباة الهداة، ج ۷، از صفحه ۱۷۹ به بعد.
۶ – المجالس السنیه نوشته سید محسن جبل عاملی (ره) جلد ۵ صفحه ۷۱۳ تا ۷۴۳ مراجعه فرمائید.

رجعت چیست؟

آیا مردان شایسته پس از مرگ، در عصر حکومت مهدی (عج) زنده خواهند شد؟ و در صف یاران آنحضرت قرار می گیرند؟

رجعت از دیدگاه تشیع یعنی خداوند عدّه ای از مردگان را با همان اندام و صورتی که بودند زنده کرده و به دنیا بر می گرداند، به گروهی از آنان عزّت می دهد و گروهی را ذلیل خواهد کرد و حق مظلومان را از ستمگران می گیرد و این جریان پس از قیام مهدی (عج) به وقوع می پیوندد.

با توجه به اینکه زنده شدگان کسانی هستند که در حد اعلای ایمان و یادر حد اعلای کفر و فسادند، پس از مدتی زنده شدن و دریافت کیفر و پاداش برخی از اعمالشان، دوباره می میرند و در روز قیامت برای کیفر و پاداش کاملتر زنده می شوند.

در قرآن آیات متعددی بر این مطلب دلالت دارد از جمله آیه ۱۰ سوره مؤمن و۲۶۰ سوره بقره و….

روایات هم در این باره به حدّ تواتر (بسیار که موجب علم است) به ما رسیده است.

در مورد حضرت ولی عصر (عج) در روایات آمده؛ آن حضرت پس از ظهور، عده ای از ظالمان را به اذن خدا از قبرها بیرون می کشد و به اذن خدا زنده می کند و مجازات می نماید.

او یگانه منتقم خون امام حسین (علیه السلام) است چنانکه در دعای ندبه می خوانیم:
«اَینَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلا اَینَ الْمَنْصُورُ عَلی مَنِ اعْتَدی عَلَیهِ وَافْتَری…؛
کجاست طالب خون حسین (علیه السلام) که در کربلا کشته شد؟ کجاست آن یاری شده تا یاری کند کسانی را که حقشان پایمال شده است».

از طرفی در روایات می خوانیم: نواده های قاتلان حسین (علیه السلام) را به خاطر کار پدران ظالم شان می کشد.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه هنگام قیام امام مهدی (عج) در قبرش خوشحال می شود».

ونیز فرمود:

«هنگام رجعت کسانی که مؤمن خالص و کافر خالص هستند زنده می شوند و به دنیا بر می گردند».

و نیز فرمود:

«در پشت کوفه (نجف) ۲۷ مرد از هدایت شدگان، و از بزرگان اصحاب زنده شده و به امام ملحق می شوند».

وقتی که قائم (عج) قیام کرد خداوند همه اذیت کنندگان به مؤمنین را زنده می کند تا به مجازات دنیوی برسند و به داد مؤمنان نیز برسد. و به یکی از یارانش به نام مفضّل (رحمه الله) فرمود: تو و چهل و چهار نفر مرد دیگر با قائم (عج) هستید.

به این ترتیب می بینیم رجعت مؤمنان مخلص و کافران محض، در زمان حضور حضرت قائم (عج) مسلّم است.

ضمناً ناگفته نماند که کشتن نواده های قاتلان امام حسین (علیه السلام) با اینکه خودشان در قتل آنحضرت شرکت نداشتند، طبق روایات بخاطر رضایت آنها از ظلم پدرانشان است. و نیز در عصر رجعت، پس از امام قائم (عج)، ائمّه دیگر به دنیا بر می گردند و یکی پس از دیگری حکومت می کنند، حتی وقتی حضرت قائم (عج) از دنیا رفت امام حسین (علیه السلام) او را غسل می دهد.

نشانه های خود حضرت چیست؟

امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«امامت امّت صلاح نیست مگر برای شخصی که دارای سه خصلت باشد:

۱ – سزاوارترین مردم به امام قبل.
۲ – اسلحه پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) در نزد او باشد.
۳ – امام سابق، او را به طور آشکار، وصی خود کرده باشد».

اباصلت هروی گوید: به حضرت رضا (علیه السلام) عرض کردم نشانه قائم (عج) در وقت خروج چیست؟

فرمود: «او در سن پیران است ولی سیمای جوان دارد، ناظران به او گمان می برند که چهل سال یا کمتر دارد، او با مرور شب و روز پیر نمی شود تا پایان عمرش فرا رسد».

مرحوم صدوق (رحمه الله) از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند:

«نخستین سخنی که حضرت مهدی (عج) پس از قیام خود می فرماید این است: «من بقیة اللّه وحجّت وخلیفه خدا بر شما هستم»

سپس هیچکس بر او سلام نمی کند مگر اینکه می گوید:

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا بَقِیةَ اللّهِ فِی اَرْضِهِ:
سلام بر تو ای بقیه (ذخیره بادوام) خدا در زمین خدا».

امام قائم (عج) در تمام جهات شباهت به پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) دارد حتی در قیافه و روش و خصوصیات.

نیز امام باقر (علیه السلام) فرمود:

«در مکّه تعداد بیعت کنندگان به ۱۰۰۰۰ نفر می رسند، و در سراسر زمین معبودی جز خدا یافت نمی شود و همه معبودهای باطل، آتش می گیرند..».

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«شب ۲۳ ماه رمضان ندا بنام امام قائم (عج) بلند شود، و آنحضرت در روز عاشورا که در آن امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسید، قیام کند، گویا روز شنبه دهم محرم را می نگرم که آنحضرت بین حجرالاسود و مقام ابراهیم (علیه السلام)، در کنار کعبه ایستاده و جبرئیل در حضورش است، اعلام بیعت می شود که همه شیعیان وطرفداران او از اطراف جهان به مکه آیند و با او بیعت کنند، زمین برای آنها در نور دیده می شود (که زودتر برسند)، پس آنگاه خداوند زمین را که پر از ظلم و جور شده پر از عدل و داد کند».

چکونگی شهادت امام زمان (عج)

در برخی از منابع شیعیان فقط یک روایت درباره چگونگی شهادت امام عصر وجود دارد اما این روایت موثق نیست و در منابع معتبر شیعی نقل نشده است . در این روایت نقل شده قاتل حضرت زنی به نام سعیده از طایفه بنی تمیم و دارای محاسن و ریش شبیه مردان است که هنگام عبور حضرت، از بالای بام سنگی را به سوی حضرت پرتاب می کند و حضرت را به شهادت می رساند اما این روایت معتبر نیست وکیفیت و نحوه شهادت آن حضرت چندان روشن نمی باشد.

اولین قبری که بعد از ظهور امام زمان شکافته می شود قبر کیست؟

امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید:«اولین کسی که قبر او شکافته می شود و به سوی دنیا باز می گردد، حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ است.» و در جای دیگر که اشاره به طولانی بودن حکومت امام حسین در عصر رجعت دارد ، می فرماید:«نخستین فردی که به دنیا باز می گردد، حسین بن علی است پس حکومت می کند تا وقتی که در اثر پیری ابروان او بر چشمانش می افتد.»

جابر در روایتی از امام باقر ـ علیه السّلام ـ می فرماید :امام حسین (ع ) در روز عاشورا پیش از شهادتش درباره رجعت خود و یارانش اینگونه سخن گفت: «بشارت باد شما را به خدا قسم اگر این قوم ما را بکشند، ما نخستین کسانی هستیم که نزد پیامبرمان باز می گردیم و تا مدتی که خدا بخواهد توقف خواهیم کرد، آن گاه من اولین کسی هستم که قبرش شکافته می شود و ناگهان از قبر خارج می شوم، در حالی که امیر المؤمنین نیز از قبرش خارج شده و مهدی ما نیز قیام نموده است.»

مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 + 16 =